Showing posts with label ترانه. Show all posts
Showing posts with label ترانه. Show all posts

Monday, November 14, 2011

فاتمە



پر شەرابی خۆشەویستی و عـــــارەقی یەزدانییە
بەژن و باڵاکەت نمـــــــونەی هەیــــــکەلی یۆنانییە
لار و لــــەنجـــــــەت مۆسیقایە بەستە یە گۆرانییە
بووکی رازاوی خەیـــاڵم گیـــــــانەکەم ست فاتمە
یــــاقە پرشنگێکی چــــــــاوت ئەوپەری ئـــــــاواتمە

گەرچی دڵداریـی لەخــــاکی ئێـــــمەدا ئەفسانەیە
هــــــەر بەتەنها بۆ کوری خـــــــاوەن تەلار و عانەیە
گیانەکەم ئەمما دڵــــی من لـــــــەو دڵە شێتا نەیە
بێ ئەوەی هیچ شك بەرێ کوژراوی ئەو چـــاوانەیە
هەر بەتنیا خۆشەویستی سک ئەبەم ست فاتمە
سەروەتم نــــــــــاوێ بزەی تـــــــۆ ئەوپەری ئاواتمە

خۆشەویستیی وا کــــەنامەی خوایە بۆپێغەمبەران
بەرز و ناسك وەك هەنـــــاسەی پرگوڵاوی دوڵبەران
نەك وەکـــــو حەزکردنی دینارو گـــــەوهەر پەروەران
ئەوکەسانی بـــــۆ قرانێ چەنـــدە دڵیان هەڵوەران
خەڵقــــــی تر پـــــارە پەرستی بابکەن ست فاتمە
من بەتەنـــــــیا تۆ بەرستی ئـــــەوپەری ئــــــاواتمە

زۆر کەرەت هـــــــانم ئەدا داخــــی دەروونی پر گڕم
بۆتی هەڵڕێژم سکاڵای ناســـکی گــــــەرم و گوڕم
داخەکەم کاتــــێ دێــــــمە بەردەمت واقـــــــی وڕم
وام ئەشێوێنێ بەجــــۆرێ نایـەڵــــــێ هیچ دەربڕم
بووکی رازاوەی خەیــــاڵم گـــــــیانەکەم ست فاتمە
گەێیە بۆ ئــــەم رازە شل کـــــــەی ئەوپەری ئاواتمە

Saturday, November 12, 2011

اگه هم صدام بودی ...


اگه هم صدام بودي
هيشكي حريفم نميشد
كوه اگه رو شونه هام بود
كمرم خم نميشد
تو اگه خواسته بودي
تو اگه مونده بودي
موندني ترين بودم
عمق صدام كم نميشد
اگه زخمي مي شدم به دست تو مرحم بود
زخم قيمتيِ من محتاج مرحم نميشد
اگه بارونِ عزيزِ با تو بودن مي گرفت
گل سرخ قصه مون تشنه ي شبنم نميشد
تو اگه خواسته بودي
تو اگه مونده بودي
موندني ترين بودم
عمر صدام كم نمي شد

Tuesday, October 4, 2011

نشانی از تو


نمی‌دانی که من در هر ستاره که مه را تا سحر یار و ندیماست
و یا در چهره سرخ شقایق که خود بازیچه دست نسیم است

نشانی از تومی‌بینم سراغی از تو می‌گیرم
نشانی از تو می‌بینم سراغی از تومی‌گیرم

نمی‌دانی که من در قطره اشک که روزی مظهر خشم تو بوده
ویا در شطخونین افقها که روزی منظر چشم تو بوده

نشانی از تو می‌بینم سراغی از تومی‌گیرم
نشانی از تو می‌بینم سراغی از تو می‌گیرم

در اندوه غریبان در آهبی‌نسیبان
در آن شبنم در آن گل در عشق پاک بلبل
در ایام بهاران در آبچشمه‌ساران
در آن سرگشتگی‌ها در این گم‌گشتگی‌ها

نشانی از تو می‌بینمسراغی از تو می‌گیرم
نشانی از تو می‌بینم سراغی از تو می‌گیرم

من اینک دررواق کهکشانها در آوای حزین کاروانها
درآن رنگین کمان پیر و خسته در آن اشکی کهبر مژگان نشسته
درآن جامی که خالی مانده از می در آوایی که برمی‌خیزد ازنی

نشانی از تو می‌بینم سراغی از تو می‌گیرم
نشانی از تو می‌بینم سراغیاز تو می‌گیرم

در اندوه غریبان
در اندوه غریبان در آه بی‌نسیبان
در آنشبنم در آن گل در عشق پاک بلبل
در ایام بهاران در آب چشمه‌ساران
در آنسرگشتگی‌ها در این گم‌گشتگی‌ها

نشانی از تو می‌بینم سراغی از تومی‌گیرم
نشانی از تو می‌بینم سراغی از تومی‌گیرم


Friday, August 12, 2011

با من بمان


نگاه می کنم ، نمی بینم
چشم مرا هوای تو پر کرده
گوش می کنم ، نمی شنوم
گوش مرا صدای تو پر کرده
ای چشم من، بدون تو نابینا
ای گوش من، بدون تو ناشنوا
با من بمان،
همیشه بمـــــــــــــــــــــــان،با من
با من بمان، همیشه بمــــــــــــــــــــــان،
با من

Thursday, July 21, 2011

چشای عسلی



وقتی که سرزمین من تو چنگ تو محاصره س

اسیر بودن حقیقته ، رهایی خواب و خاطره س



حزب چشات جهانی یه ، طرفدارات فراوونن

اما فقط چشای من راز چشاتو می دونن



این روزا هرکس می بینی به گفتمان معتقده

تو هم یه دندگی نکن ، حق وتو به من بده



چشات چه برقی می زنن ، تو فکر ضرب الاجلی

خشونت اصلا نمی یاد به اون چشای عسلی



تاکی می خای تفنگتو با ناز و غمزه پر کنی ؟

تاکی می خای عاشقاتو با عشقشون ترور کنی ؟



اسیر بودن سخته ولی دوس دارم این اسارتو

به صد تا ویلا نمی دم سلول ده جداره تو



نرو که سرزمین من بدون تو در خطره

اینجا بمون که رفتنت نقض حقوق بشره



چشات چه برقی می زنن ، تو فکر ضرب الاجلی

خشونت اصلا نمی یاد به اون چشای عسلی

علیرضا آسیابانی

Tuesday, July 6, 2010

هوا دلپذیر شد



هوا دلپذیر شد
گل از خاک بردمید
پرستو به بازگشت زد نغمه امید
به جوش آمدست خون درون رگ گیاه
بهار خجسته باز خرامان رسد ز راه
به خویشان به دوستان به یاران آشنا
به مردان تیز خشم
که پیکار می کنند
به آنان که با قلم
تباهی درد را
به چشم جهانیان
پدیدار می کنند
بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد

و این بند بندگی
و این بار فقر و جهل
به سرتاسر جهان
به هر صورتی که هست
نگون و گسسته باد، نگون و گسسته باد

Thursday, December 3, 2009

تا گلی از سر ایوون تو پژمرد و فرو ریخت




تا گلی از سر ایوون تو پژمرد و فرو ریخت
شبنمی غمزده از گوشه چشمان من آویخت
دوری بین من و تو دوری ما هی و دریاست
دوری بین من و تو دوری ماه و تماشاست
اما افسوس تو رو خواستن دیگه دیره
ولی افسوس به نخواستن دلم اروم نمیگیره
.


Saturday, August 1, 2009

اختلاف


اینجا تهرانه یعنی شهریکه

هرچی که توش می بینی باعثه تحریکه

تحریکه روحت تا تو آشغال دونی

می فهمی تو هم آدم نیستی یه آشغال بودی

اینجا همه گرگن می خوای باشی مثه بره

بذار چش و گوش تومن باز کنم یه ذره

اینجا تهرانه لعنتی شوخی نیستش

خبری از گل بستنی چوبی نیستش

اینجا جنگله بخور تا خورده نشی

اینجا نصف عقده ایند نصف وحشی

اختلاف طبقاتی اینجا بی داد می کنه

روح مردم زخمی و بیمار می کنه

همه کنار همن , فقیرا مایه دار خفن , تو تاکسی همه می خوان کرایه ندن

حقیقت روشنه خودتو به اون راه نزن

روشنترش می کنم پس بمون جا نزن

خدا پاشو من چند سالی باهات حرف دارم

خدا پاشو پاشو زود نشو ناراحت از کارم

کجاهاشو دیدی تازه اول کارم

خدا پاشو من یه آشغالم باهات حرف دارم

نمکی با چرخش کنار یه بنزه ,هیکل و چرخش با هم کرایه بنزه!

من و تو و اون بودیم از یه قطره

حالا ببین فاصله ی ماها چقدره

دلیل چرخش زمین نیست جاذبه , پوله که زمین رو می چرخونه جالبه

این روزا اول پوله بعد خدا , همه رعیت ارباب کدخدا

بچه می خواد با یتیمی بازی کنه , بابا نمیذاره ,یتیم لباسش کثیفه چون فقط یکی داره

همه آگاهیم از این بلایا

حتی فرشته هم نمیاد این ورا تا , نشیم فنا با , همین بلایا

اما کمک نخواستیم اشک بریزه کافیه

همین برا ما آدم مریض حرفام درک کرد

تموم نکردم حرفامو , خدا برگرد

خدا پاشو من چند سالی باهات حرف دارم , خدا پاشو پاشو زود نشو ناراحت از کارم

کجاهاشو دیدی تازه اول کارم ,خدا پاشو من یه آشغالم باهات حرف دارم

تا حالا شده عاشق دختر بشی , می خوام حرف بزنم رک تر بشین

پیشه خودت می گی اینه عشق تاریخی , اما دافت با یه بچه مایه داره خواب دیدی

خیره یادت باشه غیره ,خودت بزن قیده , هر چی آدم به کنارم میبینی چون نیره

یکی امثال تو سوار ماشینه ,خدا بهت پوز خند میزنه

می کنی با کینه دعا که من هم می خوام مایه دار بشم عقده رو کنم ترکش

دعا نکن بی اثره نمیکنن در کش

می خوای بخوابی تو بیداری کابوس ببین , بیا با هم به این دنیا فحش ناموس بدیم

باید کور باشی نبینی فقر و هرجا , کنار خیابون نبینی فقر و فحشا

خدا بیدار شو یه آ شغال باهات حرف داره , نکنه تو هم به فکر اینی که چی صرف داره!

خدا پاشو من چند سالی باهات حرف دارم , خدا پاشو پاشو زود نشو ناراحت از کارم ,کجاهاشو دیدی تازه اول کارم

خدا پاشو من یه آشغالم باهات حرف دارم

اینه فرق ما تویه اجتماع

Friday, July 10, 2009

زهره


رختخواب مرا مستانه بنداز


توپيچ پيچ ره ميخانه بنداز


عزيزم سوزنه دست تو بودوم


ميون پنجه و شصت تو بودوم


نازنينم مه جبينم


بخوابم بلكه در خوابم ببينم


ياد از آن روزي كه بودي زهره يار من


دور از چشم رقيبان در كنار من


حالي و خاليست جايت اي نگار من


در شام تار من آخر كجايي زهره


ياد داري زهره آن روزي كه در صحرا


دست اندر دست هم گردش كنان تنه


اراه مي رفتيم و در بين شقايقها


بود عالم ما را لطف و صفايي زهره


چون يقين كردي كه در عشقت گرفتارم


سخت گشتي از من و كردي چنين خوارم


خود نكردي ز اكراهت نازنين يارم


من همچو تو دارم آخر خدايي زهره


بود هنگامه غروب آن روز افق زيبا


ايستاديم از براي ديدنش آنجا


تكيه تا بر سينه ام دادي سر خود را


گفتيم و گفتنها بس رازهايي زهره

Sunday, June 14, 2009

کورش یغمایی

تو رگ خشک درختا ٬
درد پاییز می گیره
بارون نم نمک آروم٬
روی جالیز می گیره
دیگه سبزی نمی مونه٬
همه جا برگای زرده
دیگه برگا نمی رقصن٬
رقص پاییز پر درده
گرمی دستای من کم شده ٬دستاتو بده
دستای سرد منو گرم بکن٬ باد پاییز سرده
آفتاب تنبل پاییز دیگه قلبش سرده٬
بازی ابرا با خورشید منو آروم کرده

Tuesday, May 26, 2009

جبر جغرافیائی


یک روز از خواب پا میشی

میبینی رفتی به باد...

هیچکس دورو ورت نیست

همه رو بردی ز یاد...

چند تا موی دیگه ات سفید شد

ای مرد بی اساس...

جشن تولد تو باز مجلس عزاست...

بریدی از اساس...

قوز پشتت بیشتر شد

شونه هات افتاده تر...

پیرامونتو ببین با دقت...

می سوزن خشک و تر...

می سوزن خشک و تر...

اینکه زاده آسیائی رو می گن جبر جغرافیائی...

اینکه لنگ در هوائی

صبحونت شده سیگار و چائی...

ای عرش کبریائی چیه پس تو سرت...

کی با ما راه میائی جون مادرت...

اینکه دستاتو روی سر میذارن...

اینکه باهات هیچ کاری ندارن...

اینکه تو بازیشون راهت نمیدن...

اینکه سر به سرت میذارن...

Wednesday, May 13, 2009

ناياب




تو اي ناياب اي ناب


مرا درياب درياب


مرا درياب مستانه


مرا درياب تا خانه


مراقب باش تا بوسه


مرا درياب برشانه

مرا درياب من خوبم


هنوزم آب ميكوبم


هنوزم شعر مي ريسم


هنوزم باد مي روبم

مرا درياب تا باور


مرا درياب تا آخر


مرا درياب تا پارو


مرا درياب تا بندر

تو اي ناياب اي ناب


مرا درياب درياب


منم بي نام بي بام


مرا درياب تا خواب

Friday, February 6, 2009

جمعه‌


توی قاب خیس این پنجره‌ها


عکسی از جمعه‌ی غم‌گین می‌بینم


چه سياه به تن‌اش رخت عزا


تو چشاش ابرای سنگین می‌بینم


داره از ابر سیا خون می‌چک


جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه


نفس‌ام در نمی‌آد


جمعه‌ها سر نمی‌آد


کاش می‌بستم چشامو


اين ازم بر نمی‌آد


داره از ابر سیا خون می‌چکه


جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه


عمر جمعه به هزار سال می‌رسه


جمعه‌ها غم دیگه بی‌داد می‌کنه


آدم از دست خودش خسته می‌شه


با لبای بسته فرياد می‌كنه


داره از ابر سیا خون می‌چکه


جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه


جمعه وقت رفتنه


موسم دل‌کندنه


خنجر از پشت می‌زنه


اون كه هم‌راه مه


داره از ابر سیا خون می‌چکه


جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه

Saturday, January 31, 2009

leon professional



He deals the cards as a meditation
او برای تمدد اعصابش ورق بازی می کند

And those he plays never suspect
افرادی که با او بازی می کنند هرگز به او مشکوک نمی شوند

He doesn't play for the money he wins
او برای پولی که برنده می شود بازی نمی کند

He doesn't play for respect
برای شهرت هم بازی نمی کند
He deals the crads to find the answer
او ورق بازی می کند تا پاسخ سوالش را بیابد

The sacred geometry of chance
هندسه ی مقدس بخت

The hidden loaw of a probable outcome The numbers lead a dance
قانون پنهان نتایج احتمالی شماره ها رقصی را به راه می اندازند

I know that the spades are swords of a soldier
می دانم که "پیک"شمشیر سربازان است

I know that the clubs are weapons of war
می دانم که "گشنیز"سلاح جنگ است

I know that diamonds mean money for this art
می دانم که "خشت"در این هنر به معنای پول است

But that's not the shape of my heart
اما "دل"شکل قلب من نیست

He may play the jack of diamonds
او شاید سرباز "خشت" بازی کند

He may lay the queen of spades
شاید بی بی "پیک" را وسط بیندازد

He may conceal a king in his hand While the memory of it fades
شاید شاهی را در دستش پنهان کند در جایی که خاطره ى آن محو می گردد

I know that the spades are swords of a soldier
می دانم که "پیک"شمشیر سربازان است

I know that the clubs are weapons of war
می دانم که "گشنیز"سلاح جنگ است

I know that diamonds mean money for this art
می دانم که "خشت"در این هنر به معنای پول است

But that's not the shape of my heart
اما "دل"شکل قلب من نیست

And if I told you that I loved you
اگر کفتم که دوستت دارم

You'd maybe think there's something wrong
شاید فکر کردی که حقیقت ندارد

I'm not a man of too many faces
من مردی با چهره های متفاوت نیستم

The mask I wear is one
تنها یک چهره دارم

Those who speak know nothing
کسانی که حرف می زنند چیزی نمی دانند

And find out to their cost
تنها خود را به رخ می کشند

Like those who curse their luck in too many places
همانند کسانی که همه جا به دنبال بخت می گردند

And those who fear are lost
آنان که ترس را به خود راه دهند گمراه شده اند

I know that the spades are swords of a soldier
می دانم که "پیک"شمشیر سربازان است

I know that the clubs are weapons of war
می دانم که "گشنیز"سلاح جنگ است

I know that diamonds mean money for this art
می دانم که "خشت"در این هنر به معنای پول است

But that's not the shape of my heart
اما "دل"شکل قلب من نیست

Wednesday, January 28, 2009

هزارو یک شب من


هوای گریه دارم

تو این شب بی پناه

دنبال تو میگردم

دنبال یه تکیه گاه

دنبال اون دلی که

تنهایی رو میشناسه

دستای عاشق من

لبریز التماسه

هزار و یکشب من

پر از صدای تو بود

گریه هر شب من

فقط برای تو بود


سکوت شیشه ایم رو

صدای تو میشکنه

تو آسمون عشقم

شعر تو پر میزنه

با تو دل سیاهم

به رنگ آسمونه

تو بغض من میشکنن

شعرای عاشقونه

هزار و یکشب من

پر از صدای تو بود

گریه هر شب من

فقط برای تو بود

بارون


تو بارون که رفتی

شبم زیر و رو ش

دیه بغض شکسته

رفیق گلوم شد

تو بارون که رفتی

دل باغچه پژمرد

تمام وجودم

توی آینه خط خورد

هنوز وقتی بارون

تو کوچه می باره

دلم غصه داره

دلم بی قراره

نه شب عاشقانه است

نه رویا قشنگه

دلم بی تو خونه

دلم بی تو تنگه

یه شب زیر بارون

که چشمم به راهه

می بینم که کوچه

پر نور ماهه

تو ماه منی که

تو بارون رسیدی

امید منی تو

شب نا امیدی

Friday, January 16, 2009

My heart


Used to be so easy to give my heart away.
خیلی آسون بود که قلبم رو رها کنم

But I found out the hard way,
اما حقیقتی رو متوجه شدم

there's a price you have to pay.
(و اون اینه که ) بعضی وقتا باید توان بعضی کارا رو پس بدی

I found out that love was no friend of mine.
تازه متوجه شدم که عشق با من دوست نبوده!

I should have known time after time.

باید اینو بارها متوجه میشدم

So long, it was so long ago,

خیلی وقته، این قضیه مال خیلی وقت پیشه

but I've still got the blues for you.

اما هنوز عاشقت هستم

Used to be so easy to fall in love again.
خیلی آسون بود که دوباره عاشق بشم

But I found out the hard way,
اما حقیقتی رو متوجه شدم

it's a road that leads to pain.
این راهی هست که به درد و رنج ختم میشه

I found that love was more than just a game.
و به این نتیجه رسیدم که عشق پیچیده تر از یه بازیه

You're playin' to win, but you lose just the same.

برای بردن بازی می کنی، ولی آخر می بازی

So long, it was so long ago,
خیلی وقته، این قضیه مال خیلی وقت پیشه

but I've still got the blues for you.

اما هنوز عاشقت هستم

So many years since I've seen your face.
چند سالی از اون روزی که صورت زیبای تورو دیدم میگذره

Here in my heart, there's an empty space
و هنوز توی قلبم جای خالیت احساس میشه

where you used to be.
جای خالی که تو توش بودی

So long, it was so long ago,
خیلی وقته، این قضیه مال خیلی وقت پیشه

but I've still got the blues for you.

اما هنوز عاشقت هستم
Though the days come and go,
درسته که روزا میان و میرن

there is one thing I know.
ولی یه چیز رو میدونم

I've still got the blues for you
و اون اینه که هنوز عاشقتم